|
دستم برید و دستِ کم شدم و با پلیس به شعرم لباس فرم پوشاندیم ( من با پیاده رو در یک فاصله تن می پرورم ) بعد از وعده ای که دکترم را متخصص کرد و عشقم به دور کهنه ای از مذاکرات کشید حمل بر خودم نمی کنم حرفی که خرم کند به گردن نمی گیرم خوابم به انگشت های کهنه ای از عالم تاج برخورده که در حلقه هفت سال یکدیگر را از دست می دادیم از هر دری عقبم (( ویل لکل )) حال کوچه ام اصلا خوب نیست کیفم در کلاس باز شد و مذهبی شدم از خرده ریز خلعت این شهر بگیر این پرده تا سیاهکلی کنم با دختری معلقم از این به بعد دور از تمتع این کله صافم نمی کند سلمانی کنم
من هر چه فکر می کنم پسرم به دنیا نمی آید تا با دو دست تو را ادامه دهم و ببینم غیر از نفت چه کسی زیرم خوابش برده از من جلو بزن ! بزن به جلوگیری ام بزن با آینده حال کنم در تنگ اول من ماهی ! لختی عزیزم ! اشتباهی !!! قدری به تن بزنم نیرو بپذیرم !!! زن بپذیرم که در یک دید باز ترجیح بدهم و با تمام سلول هایم استخدام شوم به دستی که رو کند : آری کسی که زیرم بگیرد : نه فکر می کنم جمهوری شوم و در دست های مادرم اسماعیل ام را آباد کنم با کدخدا به هم بزنم خدا شوم با گوسفندانم شکل بگیرم گوشتی تر و هیچ گالشی را غیر از این چارچوب راه اندازی نکنم باید از حیدر تفنگی بگیرم به عاریه سرپری ام را روی اسب چارنعل کنم بزنم به تخته و این سرنشین ایرانی کنم که پیش از خودم خالی شدم از تفنگ / متوسط شدم شدم پدرم اسماعیل را بزرگ توی جیب های دنیا کردم به عمل آمدم طی یک بررسی داشتم با تمام خیابان ها رفت و آمد می کردم که پیش از خودم خالی شدم از مادرم / متوسط شدم و با استخوان هایم عکسی دسته جمعی گرفتیم تنم که می پوکد فکر می کنم آنها را در جنین جا گذاشته ام .
|