صفحه اصلی arrow نقد و نظر arrow نقد و نظر arrow علیرضا عباسی
سر مقاله

موج رسانه ای شعر یا موج شعر رسانه ای!

در سال های گذشته تقریبا یک دهه بود که حتی مطبوعاتی مثل روزنامه اطلاعات را هم در حوزه ادبیات و شعر فعال می دیدیم و بعد از آن و یا هم زمان در مجلات روشنفکری خاص نیز ادبیات و نقد و نظرهائی را می خواندیم که آنها نیز این حوزه را در مالکیت خود می دیدند اما بعد از مدتی سکوت و کم رمق شدن، این روزها حضور روزنامه ها و جراید روزانه ی متفاوتی را می بینیم که در عرصه شعر و ادبیات، وضعیت را به سمت فراگیری شعر پیش می برند. بدون اینکه شعر سطح خود را با محیط همسان کند!
آنچه برای من و امثال من و بعضی از دوستان، که نزدیکی هایی از نظر فکری داریم،  حضور در مجامع مختلف و طرح شعر و مولفه های آن و یا حضور در رسانه های متفاوت و طرح و درج شعر و نقد ادبی را ممکن می سازد شاید نتواند جوابگوی بعضی اقشار خاص در ادبیات باشد اما جامعه را به سمت شعر خوانی هدایت کرده و کمک می کند تا شعر نیز در مجموعه های خانواده ، ورزش و هنرهای دیگر جایگاه خود را نشان دهد و ضمن حذف بعضی علامت سوال ها احتمالا سوالات تازه ای را برای خوانندگان ایجاد می کند و ظاهرا جای اشکالی هم نمی تواند باشد. آنچه مورد تردید است و جای سوال دارد شعر رسانه ای متناسب با خواست مخاطبین رسانه است.

خصوصیات شعر رسانه ای

رسانه ها معمولا به دلیل شناختی که از طیف مخاطبین و خوانندگان خود دارند خوراک مناسبی تهیه و منتشر می کنند و این موضوع در بین مطبوعات ما رایج و پذیرفته شده  است.

مثلا اگر در یک مقطع زمانی بخشی از جامعه، بنا به هر دلیلی، به سمت رنگ یا گونه فرهنگی خاص و یا حتی نوع تربیت فرهنگی در خانواده ها، الگوهای ویژه گویشی، پوشش و مصرف و ... متمایل شود، این نشریات نیز به آن دامن زده تا جایگاه خود را در بین مخاطبان از دست ندهند و ممکن است شعر را هم در همین راستا با شکل و زبان و موضوع و محتوای خاص بپذیرند و شعر در این محیط باید خود را به حد و اندازه های یک «مد» تنزل دهد!

اما به نظر می رسد یک جریان مدعی تحت عنوان ساده نویسی به شعر رسانه ای دامن زده و البته از این رهگذر چیزی عاید شعر نخواهد شد و بهتر است در کار رسانه ای دوستانی که در این حوزه فعال ترند، ذائقه های مخاطبین را به سمت بالا بردن توقع از ادبیات بکشانند. این وضعیت موجب رضایت و پیشبرد آثار امروز خواهد شد و تلاش برای پایین کشیدن فتیله شعر برای همسان سازی ره به جایی نخواهد برد چرا که شعر پیشرو باعث تقویت ذائقه مخاطب شده و تلاش برای جلورفت ادبیات را در جامعه ایرانی مختل نخواهد. کرد.
در آخر پیش نهاد می کنم دوستان حوزه شعر همراه با درج آثارشان سعی کنند تحلیل ها و خوانش هایی را ارائه دهند تا مخاطبین و خوانندگان به سمت شناخت بیشتر از شعر امروز پیش رفته و از سهل انگاری پرهیز کنند.

 
علیرضا عباسی چاپ ارسال به دوست
۳۰ دي ۱۳۸۸

                           

 

نگاهي به مجموعه شعر

" سطرها در تاريكي جاعوض مي كنند " سروده ي گروس عبدالملكيان

 

مجموعه شعر(سطرها در تاريكي جاعوض مي كنند) سومين مجموعه از آثار گروس عبدالملكيان است كه در سالهاي اخير به چاپ رسيده ، اين مجموعه در سال 1387 با تيراژ 1100 نسخه و قيمت 1800 تومان توسط انتشارات مرواريد منتشر شده است.

در نگاهي كلي مجموعه ي مزبور را به لحاظ توفيقي كه در پرداخت مفاهيم با ايجاد خلاقيت ها ، بروز رساني ذهن و برخورداري از ذهنيت سيال در گستره اي مفهومي پيدا كرده  ،  مي توان مجموعه اي قابل توجه و تحسين پنداشت.

بايد اشاره كرد ، منظور اين نگاه از توفيق اين مجموعه پرداخت روان آثار در حيطه ي جهان بيني مولف و استفاده از المان هاي شعري اعم از انديشه ، تخيل و ايجاد تصاوير متناسب با بستر شعرِ امروز مي باشد.

مواردي كه دركليت اين مجموعه بيشتر قابل توجه و اشاره مي باشنند ، عبارتند از وجود زبان يكدست و سالم و مصون از درگيري و لفاظي، ساختارمند بودن آثار حتي درگسترش فضا و انتشار ذهنيت،زاويه ي ديد با طراوت به تعلقات انساني و تجربه هاي تكراري وي ، وجود  ذهن فعال و انديشه ي آميخته با تخيل و تصور شاعرانه كه منجر به خلاقيت در ارائه گرديده ، حس آميزش ناخودآگاهي سازمان يافته از جهان بيني شاعرانه با خودآگاهي پرورش يافته از تجربه ها و داده هاي بيروني كه مولف را سازنده و خلاق بارآورده است ونيز فراروي از فرديت و باز گذاشتن دست خواننده براي همذات پنداري جزو ويژگيهاي مجموعه به حساب مي آيند.

زبان شعري مولف در اين مجموعه بستر مناسبي براي انتقال ذهن وي متشكل از جهان نگري اش در آميزش با تعاملات شاعرانه است ، چيزي كه مي توان دريافت اينكه مولف رنجي براي تشكيل اين شاخصه نمي كشد و زبان در آثارش بافت شناسه اي و شكل گرفته مي باشد و بدليل آميزش با ساير قابليت هاي وي  از زبان بازي و لفاظي مصون مانده است.سادگي زبان با برخورداري از پيچيدگي و گسترش فضا و معنا باعث ايجاد گرايش طيف وسيع تري از خوانندگان شده ودر آثار نيازي به حل معماهاي زباني نيست. 

 

بدليل وجود نمونه هاي بسيار از انتقال حس،تصوير ومعنا در قالب زباني سالم و ساده در مجموعه تنها به چند موردبسنده مي كنم.

(.../ و ماه دهان زني زيباست/ كه در چهارده شب/حرفش را كامل مي كند/...)ص(11)

(.../بگذار فكر كنند/ مردي/با اين همه گلوله در سينه/ گريخته است.)ص(20)

(.../فرداصبح/انسان به كوچه مي آيد/ودرختان از ترس/پشتِ گنجشك ها پنهان مي شوند.)ص(25)

(از گرگ و ميش / فقط گرگ مانده است.)ص(51)

(.../اگردست من بود/به خورشيد مرخصي مي دادم/ به شب اضافه كار!/...)ص(76)

ويژگي ديگرآثار همانگونه كه اشاره شد ساختار گرايي و يا انسجام روند عمودي آنها با وجود تنوع عناصرونيز گسترش فضا و انتشار ذهنيت مي باشد.گستره ي نسبتن باز نگرشي و پنداري مولف به وي امكان گستردگي واكنش وبازتاب آن را در آثارش داده است كه تكثر فضا معنا را به تعليق در نياورده و بافت منسجم آثار تقطيع فضاها را با پيوستي ساختارمند پوشش داده اند.انتشار ذهن مولف در فضايي سيال باعث برخورداري آثار از تنوع تصوير و تخيل در ارائه گرديده است كه در اين تنوع شكل نظام مند هر اثر حفظ شده و متن آنها در سير عمودي به ويژگيهاي پنداري ، مفهومي و موضوعي در مولف و خواننده وفادار مانده اند.

(.../به دنبال تو /بر درها/در زدم/ دريا باز كرد/ اسب ها چنان مي دويدند/كه يالِ موج و موجِ يال/ شعر را به هم مي زد/...)ص(16)

(.../اين پيريِ مدام/مرگ را زيبا كرده است/آنقدر/كه كوهِ كنارِخانه ام/حتي اگرآتشفشان كند/ از ايوان و غروب و قهوه اي كه تازه ريخته ام/نخواهم گذشت/...)ص(29)

(.../زنبورها را مجبور كرده ايم/ازگل هاي سمي عسل بياورند./وگنجشكي كه سال ها/برسيم برق نشسته/ از شاخه ي درخت مي ترسد/...)ص(36)

(.../مگرچند بار بدنيا آمده ايم/كه اين همه مي ميريم؟/چند اسكناس مچاله/چند نخ شكسته ي سيگار/آه،بليط يك طرفه!/چيزي غمگين تر از تو/درجيب هاي دنيا پيدا نكرده ام/...)ص(54)

(بايد از درخت ها باشي/كه اين گونه پائيز را به موهايت آورده اي/واز رودها/كه ماهيان آبي وقرمز/ در   صدايت شنا مي كنند/...)ص(70)

زاويه ي ديد مولف به تجربه هاي تكراري و خاصه مفهومي مانند رنج ، زندگي، مرگ، عشق و...، منظرنگاهي تازه و داراي طراوت است و همين تازگي مولف را در انتخاب عناصر و معيارها و مصاديق نو ياري مي كند تا بتواند از به تكرار رسيدن خود جلوگيري كند.اگرچه رگه هاي رمانتيسم در ذهن مولف حس مي شود اما اين برخورداري او را به محدوديت نرسانده و بكارگيري ذهن لطيف وي بخوبي مفاهيم را به چالش كشيده است .

در تحليل زيبا شناختي از آثار اين مجموعه مي توان بجز وجود عناصر حس انگيز و تصاوير حس آميز ، به روحيه ي ناتوراليست و فضاي رمانتيسم آنها اشاره كرد كه البته مولف امكانات موجود در اين نگرش ها را براي غنا دادن به ماهيت شعريش بكار گرفته و وجود آنها تبديل به احاطه نشده اند.

(.../پس زندگي همين قدربود؟!/ انگشت اشاره اي به دوردست؟ /برفي كه سال ها/ بيايد و ننشيند؟/...)ص(10)

(موسيقي عجيبي ست مرگ/ بلند مي شوي/وچنان آرام ونرم مي رقصي/ كه ديگرهيچ كس/ تورا نمي بيند)ص(83)

(از ماه/لكه اي بر پنجره مانده است/ازتمام آب هاي جهان/ قطره اي بر گونه ي تو/...)ص(24)

(رنگ سرخ/مي تواند بنشيند بردرخت انار/لب هاي تو/با/پيراهنِ پاره پاره ي يك سرباز/...)ص(45)

(.../درخت را مي فهمم/كه بارهاپاييز و زمستان وبهار را دويده است/وديگر/ميوه هايش را پنهان مي كند/در زمستان /كلاغ مي دهد/در بهار گنجشك)ص(74)

وجود ذهن منفعل و انديشه ي آميخته با تخيل و تصوير ويژگي قابل توجهي ست كه در آثار براحتي قابل دست يافت مي باشد،در سطرهاي قبل اشاره اي به سياليت و گسترش ذهن در فضاهاي مختلف شد و شايد قيد كردن تكرار اين ويژگي بدليل ممتاز بودن و تحسين برانگيزي آن در آثار باشد در هرصورت تنها به آوردن چند نمونه ي ديگر از خلاقيت منتج از انفعال ذهن ،در كنار موارد اشاره شده ي بالا اكتفا مي كنم.

(دزدي در تاريكي / به تابلوي نقاشي خيره مانده است)ص(38)

(.../درخيابان ها ميدوي/ولااقل/هميشه چنددست/براي گرفتنِ زخم هات كم داري/در باران ها

 مي دوي و/ نمي داني / خشم يك طپانچه ي خيس/ ديگر به هيچ دردي نمي خورد./...)ص(18)

(../وسوختن/درآتشي كه تو برپا مي كني/لذتي ست/ چون روشن كردن سيگار با خورشيد)ص(49)

اما چيزي كه از آن در كليت بعنوان آميزش خودآگاه وناخودآگاه مولف ياد شد در واقع سير روند تجربي وي در پرورش و اكتساب وارائه است  ، آنچيزي كه بن مايه هاي دروني او را به تحريك واداشته وكسب داده هاي بيروني ، تشكيل جهان بيني شاعرانه و پرداخت هاي دروني اش را باعث شده و نيز مسيري دوطرفه از جهان بيروني و دروني اش بوجود آورده تا سرانجام اثري را در قالب بيان شعري نمايان كند.

اين آميزشِ خوشايند در( مجموعه ي سطرها در تاريكي جا عوض مي كنند)باعث ايجاد لايه هاي متنوع در آثار گرديده ، اعم از تداخل تصوير و تفهيم ، تخيل و انديشه ،تناسب فرم وساختار و تكثر ديد و معنا ،كه بصورت نظام مندي در ساختمان آنها به موجوديت رسيده اند و آگاهي وكاربري مناسب و نهادينه ي مولف از اين آميزش در هر اثر باعث تناسب شاخصه هاي لازم وبكارگرفته در آنها شده ، بصورتي كه خواننده بندرت با دورافتادگيِ سطري از كليت يك اثر مواجه مي شود.

بهترين گواه براي اثبات اين مطلب نقد آثار به روش بازخواني و تجزيه ي آنها به روش علمي مي باشد ، كه مجال فعلي براي اين كنكاش محدود است.

(.../دود،فقط نام هاي مختلفي دارد/وگرنه سيگار من و خانه هاي خرمشهر/هردو به آسمان رفتند/...)ص(46)

(.../وزندگي آنقدركوچك شد/تا در چاله اي كه بارها ازآن پريده بوديم/افتاديم.)ص(12)

(.../بارها به اشتباه /لب هايم را برديوار گذاشته ام/ بوسه هاي هدر رفته / آوازآن قناريِ غمگين است/كه در بزرگراه مي خواند/يا عطر موهاي توست/درشب هاي سرماخوردگي/....)ص(43)

(../چگونه ديوانه ي اين گلوله نباشم/وقتي كه عطرانگشت هاي تو را در سينه ام مي ريزد/..)ص(63)

آشنا زدايي دربرخي آثار(گرگ،شنگول را.../بلند شو پسرم/اين قصه براي نخوابيدن است.)ص(52)

،خروج از وضعيت شخصي و فردي و پايان بندي خوب ومناسب آنها نشان از تجربه و شناخت شاعر از ارائه ي يك اثر با كمترين نقص ممكن در نگرش و نگارش ، دارد. پايان بندي اكثرآثارمجموعه پس از گسترش فضا ، تنها براي نتيجه گيري يا جمع بندي ارائه نشده اند كه به محدوديت برسند، بلكه توجه شاعر باعث شده ، آثارش از فرود مناسبي با قابليت باز گذاشتن دست خواننده براي فراروي بيشتر برخوردارباشند.

در پايان و در كنار تمام ويژگيهاي برجسته ي اشاره شده در اين مجموعه لازم اسنت به صورت مختصر و كلي به نكاتي كه حائز اهميت مي نمايد و شايد آنهارا بتوان از نقاط آسيب پذير مجموعه بحساب آورد نگاه كوتاهي داشته باشيم.

وجود دغدغه هاي وسيع وخاصِ اجتماعي در زندگي انسان امروز و پرداختن به روحيه ي معترض انسان معاصربه روزمرگي هاي عيني و اتفاقاتي كه در موجوديت دنياي امروز بوضوح رخ مي نمايند ، مي تواند بستر ساز نوشتن آثاري باشد كه در برگيرنده ي موضوعاتي همه گير باشد ، شايد عدم پرداختِ موضوعي ،در قالب آثار مجموعه ي (سطرها درتاريكي جا عوض مي كنند) ، باعث ايجاد نگرش نسبتا كلي شده است و توقع خواننده ي امروز در كنار رفع عطش از احساسات شاعرانه ، بيان

دردمندي هاي اوست.

بايد در نظر گرفت وجود پتانسيل بالا ي مولف در ارائه ي آثار بهره مند از ويژگي هاي ممتاز شعري باعث افزايش سطح توقع خواننده در برخورد با آنها شده تا دغدغه هاي بزرگ و امروزي اش را نيز در توانمندي هاي او در يابد و به نظر مي رسد با توجه به خصوصيات اشاره شده در زواياي شعري گروس عبدالملكيان مي توان توقع داشت كه او گستره ي وسيع تري از داده هاي موجود را در بستر شعربه چالش بكشد.

چراكه در برخي از آثار كه اشاره هاي موضوعي در دغدغه هاي خاص وجود دارد او را با توفيق در ارائه روبرو مي بينيم.

(.../جنگ/گلوله هاي رها شده در تاريكي ست/ گاه دشمنانت را مي اندازي و / گاه دخترت را...) ص (68)

(.../برادرم!/چگونه پيدايت كنم ؟/ وقتي به ياد نمي آورم/ چگونه گمت كردم/...)ص(76)

(.../ما/كاشفان كوچه هاي بن بستيم /حرف هاي خسته اي داريم/اين بار/ پيامبري بفرست/ كه تنها گوش كند.)ص(37) 

 

 
<قبل   بعد>
منوی اصلی
صفحه اصلی
شعر
داستان
ادبیات جهان
ترانه و کلاسیک
ادبیات بومی
مقالات
نقد و نظر
خبر
تازه های کتاب
گالری عکس
لینکستان
جستجوی پیشرفته
تماس با ما
آرشیو
شعر
داستان
ادبیات جهان
ترانه و کلاسیک
ادبیات بومی
مقالات
نقد و نظر
خبر
تازه های کتاب
سرمقاله
آمار
بازدیدکنندگان: 260173
خروجی سایت
 
استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.

Developed By Mambolearn Group.
Projected By KhazarMoj Co