|
كشف جهان
تماشاكردن ابتداي فكر كردن
است. هنر، انسان را به تماشا ميخواند و دين به تفكر دعوت ميكند بنابراين هنر،
ابتداي هر ديني است. هيچ
هنري نيست كه حامل چيزي نباشد و منجر به چيزي نشود. همين كه ما را متوجه زيبايي و
گوشههاي فراموش شده زندگي ميكند به تعهدش عمل كرده است. رسالت هنر الزاما تزريق پيامي خارج از هنر نيست
بلكه ارائه نفس زيبايي انسان را به تماشا ميخواند و تماشا ابتداي تفكر است. هنر در پي كشف جهان است. ( عرفان نظر آهاري)
***
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬
لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬
کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا
ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بيشمار
آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .
از جهان تا خدا هزار ايستگاه
بود . در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد
. زيرا سبکی قانون راه خداست.
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬
به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :اينجا بهشت است
مسافران بهشتی پياده شوند . اما
اينجا ايستگاه آخرين نيست .
مسافرانی که پياده شدند ٬
بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند .
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد
و گفت : دورو بر شما ٬ راز من همين بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت
پياده نخواهد شد .
و آن هنگام که قطار به ايستگاه
آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری.
|